صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )
112
زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )
محمد رسد . « 1 » اين صلح اندك زمانى بپاييد . سلطان ركن الدين ابو المظفر بركيارق بن ملكشاه بن الب ارسلان هم در ماه ربيع الاخر سال چهارصد و نود و هشت در بروجرد درگذشت . او در سال چهارصد و هفتاد و چهار زاده شده ، گاه سلطنتش دوازده سال و چهار ماه و مدت زندگانيش بيست و پنج سال بود . « 2 » منش او : پيوسته به شراب مىنشست و سر در اين كار داشت . در ماوراء النهر با كافران حرب كرد و به سمرقند درآمد و خان تكين بن سليمان را ولايت آن شهر داد . پس از چندى او را عزل كرد و محمود تكين را در جايش نهاد ، و زمانى پس از آن هم هارون تكين را بدينكار گمارد . ابراهيم ، خدايگان غزنه ، به اطاعت او درآمد ، فرزندش ملكشاه بود . « 3 » وزيرانى چند وزارت او داشتند كه واپسين كس از ايشان خطير الملك ابو منصور محمد بن حسين ميبدى « 4 » بود ؛ مردى در غايت نادانى و فربهى ، كه گويى مراد گوينده از اين سخن ، او بوده است : « 5 » وزير غاص فى شحم و لحم * و لم ينسب الى عقل و فهم اذا لبس البياض فعدل قطن * و ان لبس السواد فتلّ فحم « وزير فروشده است در گوشت و چربى ؛ بىبهرهاى از خردى و فهمى / در سپيدجامه به مثل بار پنبهاى ؛ ور سيهپوش شود ، ززغال پشتهاى . »
--> ( 1 ) . صلح در ميانهء بركيارق و محمد در ربيع الثانى سال 497 ه حاصل شد . براى بركيارق در رى و جبال و طبرستان و خوزستان و فارس و ديار بكر و جزيره و حرمين شريف خطبه خواندند . براى محمد در آذربايجان و ارانيه و ارمينيه و اصفهان و سراسر عراق ، بهجز تكريت ، خطبه كردند . در بصره هم براى محمد و بركيارق هردو خطبه خواندند . براى سنجر هم در خراسان و گرگان و ماوراء النهر خطبه شد . ابن اثير 10 / 129 و ابن جوزى 9 / 138 و بندارى 261 و سبط ابن جوزى 8 / 1 ، 8 . ( 2 ) . بركيارق در دوم ربيع الاخر سال 498 ه جان سپرد . همهء نويسندگان سدههاى ميانه آغاز سقوط امپراتورى سلجوقى را در زمان فرمانروايى بركيارق و جنگهاى خانگى روزگار او مىدانند . فاردان ( 14 ) مىنويسد كه بركيارق نسبت به ارمنيان روادار و ملايم بود و بديشان عنايت داشت . اين امر به شكوفايى سرزمين آنان انجاميد ، و او ماليات ديرها و همهء پرستشگاهها را لغو كرد . ( 3 ) . بركيارق پيش از مرگ به سلطنت فرزندش ملكشاه ، كه آن زمان چهار سال و هشت ماه داشت ، وصيت كرد و امير اياز را اتابك وى نمود . ابن اثير 10 / 132 و ابن جوزى 9 / 141 . ( 4 ) . خطير الملك ميبدى در آغاز خدمتش صاحب ديوان استيفا بود . پس از قتل وزير ابن جهير وزير شد . سلطان محمد او را بر كنار و در بند كرد . سپس رئيس ديوان طغرا شد و پس از آن سلطان محمود او را وزير برادرش ، امير سلجوق ، نمود . نك . به : بندارى 114 - 96 و 119 و 125 . ( 5 ) . اين ابيات از شاعر درگاه نظام الملك ، شريف ابويعلى محمد بن محمد بن صالح بن هباريه است . او در سال 504 ه درگذشت . نك . به : ابن خلكان 4 / 457 - 453 و اصفهانى 104 - 70 .